"و آنگاه آدمي ديده مي گسترد، به حيرت آنچه مي بيند بگاه نديده است. او خداي را مي نگرد و عظمتش را، غرور و بزرگي اش را. آدمي به كعبه كه وارد مي شود جز نور، جز شكوه آفرينش هيچ نمي بيند. به راستي ساده تر از بناي چهار گوش كعبه چه بنايي است كه راز هستي را با خود به درون آدمي مي دمد.
آري راز هستي، عشق."
هفت شهر عشق وبلاگ يكي از دوستان بزرگوارمه كه به خاطرات سفر عشق مي پردازه. سفر به بناي آرامش بخش و حيرت انگيزي كه متعلق به خداست.
ديدن هفت شهر عشق را به شما نويد مي دم.
+ نوشته شده در جمعه سی ام دی 1384ساعت 22:15  توسط مجید رحیمی
|
