تبليغاتX
زندگی بر بلندای عشق -

زندگی بر بلندای عشق

بنام آنکه همیشه هست و همیشه ناظر ، بنام آفریدگار هستی ، بنام معشوق بی همتا

 

آه که چقدر در دلم احساس حسادت موج می زند ، آری حسادت ، حسادتی که از عاشق بودنم جاری است. حسادتی که مملو از لذت است و آنقدر حسودم که می خواهم در حرارت آتشش ذوب شوم.

حسود عشقم .

 تا بحال شده است که در دل خود به این حسادت کنید که عاشقید ؟ به معشوق حسادت کنید و بخواهید که بیشتر و بیشتر عاشقش شوید ؟ چه چیز در دنیا زیباتر از سرخی شعله های حسادت عاشق به معشوق خود است؟

هیچ!

وای خدای من این چه حسی است که جان و دلم را فرا گرفته است ، وای که تو چقدر بزرگی ، چقدر باشکوهی تو. تویی که مخلوقی همچون او داری و این حسادتم را شعله ورتر می کند.

حسادتی که ناشی از خواستن است ، وقتی به معشوق حسودی کردی بدان که آنقدر با ارزش است که قلبت وجودش را طلب می کند ، بی کم و کاست. پس من حسودم .

آری حسود عشق.


پس تا بعد بدرود...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 21:22  توسط مجید رحیمی  |