تبليغاتX
زندگی بر بلندای عشق

زندگی بر بلندای عشق

بنام آنکه همیشه هست و همیشه ناظر ، بنام آفریدگار هستی ، بنام معشوق بی همتا

فرض كنيد فردى عمده رشدهاى شخصيتى كه در مطلب قبل عنوان گردید را در خود فراهم آورد، آيا مى تواند از پس مسؤوليت ازدواج بر آيد؟ البته كه نه! با اينكه خيلى كار بزرگى كرده كه آدم نرمال و خوبى شده اما اينها براى ازدواج موفق واقعاً كافى نيست بلكه لازم است.

 

اينجاست كه پاى بلوغهاى ديگر به وسط كشيده مى شود :

 

امروزه در دنيا ديگر خيلى مهم نيست كه شما داراى هوش شخصى IQبالا باشيد، تا حدى كه محققين انسان شناسى و روانشناسان تا 10 هوش را براى انسان تعريف كرده اند كه اتفاقاً همه آنها در هر فرد مشتاقى قابل پرورش است :

 

1- هوش عاطفى

2- هوش معنوى

3- هوش كلامى

4- هوش فضايابى

5- هوش جنسى

6- هوش خلاق

7- هوش جسمانى

8- هوش عددى

9- هوش اجتماعى



دانيل گولمان
محقق انگلیسی اهميت هوش عاطفى را بسيار بيشتر از هوش شخصى در زندگى قلمداد می کند. گولمان اشاره می کند كه مبناى بسيارى از استخدامها و گزينشها در مراكز مهم علمى و حتى ادارى و تجارى مهم دنيا بر اساس اين است كه فرد چقدر از توانايى هاى زير برخوردار باشد (مهارتهاى هوش عاطفى ).

 

- توان شناخت احساسات واقعى خود : يعنى فرد بتواند بفهمد كه عصبانى است يا مضطرب است يا عاشق شده يا... و اين توانى مهم در پرورش هوش عاطفى است.

 

- توان ابراز احساسات خود به شكل كنترل شده : يعنى مثلاً اگر عصبانى هستم بتوانم متناسب با شرايط و مخاطبين خود بخش لازم عصبانيت خود را ابراز كنم، يعنى نه بگذارم كه خشم چنان مرا تسخير كند كه همه كاسه كوزه ها را روى هوا بفرستم نه اينكه چنان ابراز عصبانيتم را سركوب كنم كه از درون كم كم متلاشى شوم . دوستان این یکی از مهمترین موارد مربوط به هوش عاطفی است. هیچوقت عاشق و یا معشوق قصد شکستن تمام کاسه کوزه ها را بر سر شریک عاطفی خودشان ندارند اما پرورش این خصلت از هوش عاطفی در وجودمان روابط صمیمی تر و بهتری را برایمان به ارمغان می آورد.

 

- توان شناخت احساسات ديگران و كنترل متناسب آنها : اين موضوع نيز مهم است كه گاهى مى بينيد شما چنان قشنگ ديگران را درك مى كنيد كه راحت با شما حرف مى زنند و به شما اعتماد مى كنند و انگار كه دوست فهميده اى هستيد. به شما باید تبريك گفت زيرا اگر چنين مهارتى داريد يعنى كه هوش عاطفى شما بالاست. اتفاقاً گولمان اشاره مى كند به تحقيقات محققين ايالات متحده در مدارس پيش دبستانى جديدى كه بچه ها را نه بر اساس IQ صرف (حافظه و سرعت انتقال و تمركز خوب ) بلكه بر اساس سايرتوانمنديهاى خود نيز پرورش مى دهند. اتفاقاً بچه هايى را يافته اند كه چه بسا نمرات بالاى رياضى و ... نداشته باشند اما درك بالاى عاطفى از اطراف خود دارند و مثلاً مى دانند كه فلان همكلاسى تنهاست يا فلانى از چى خوشش مى آيد و بلدند كه چطورى بقيه را درك كنند و خلاصه اينكه رفقاى بسيار خوبى هستند. همين بچه در بزرگسالى خود تبديل مى شود به مرد يا زنى كه آدمها را خوب مى فهمد و لذا با نشان دادن احساسات خود مى تواند به آنها كمك كند. يا اينها در پست روابط عمومى، بازاريابى، مديريت فروش بسيار خواهند درخشيد.

 

چگونه هوش عاطفى براى ازدواج و روابط عاطفى بسيار مهم مى شود؟


- با بلوغ عاطفى خود مى توانيد براى هميشه از دام خاطرات و تجربيات تلخ روابط قبلى خود خارج شويد و در دام مقايسه نيفتيد و در رابطه با همسرتان مدام تجربه هاى قبلى خود را مرور نكنيد و احتياطهاى بيهوده و شكهاى مخرب نداشته باشيد.

 

- مردى كه بداند احساسى مالامال از عاطفه و عشق را نسبت به همسرش پیدا می کند، بعيد است كه پس از ازدواج چشمانش بچرخند! زنى كه مى داند در بين انواع مردان، كدام مرد را بهتر درك مى كند و كدام مرد بيشتر به عواطف او سازگار است، به مراتب ارتباط يا ازدواج بهترى خواهد داشت تا كسى كه از روى شانس و اقبال وارد زندگى مى شود. مثالی که خیلی اوقات من به آن اشاره می کنم این است که "آدمی با خود و خدای خود نه تعارف دارد نه می تواند سرشان کلاه بگذارد" پس من در درون خود می توانم بلوغ عاطفی و هوش عاطفی خود را مشخص کنم و به تقویت آن بپردازم.

 

- وقتى همسر خوبى مى شويد كه اولاً بفهميد هر لحظه چه احساسى را تجربه مى كنيد مثلاً اگر از رفتار همسرتان در ميهمانى عصبانى هستيد، سكوت بيهوده نمى كنيد، كنايه نمى زنيد و مشخصاً به سراغ اصل موضوع مي رويد ثانياً اگر همسرتان عصبانى شود مى توانيد بدون سركوب كردن او دركش كنيد و اورا از عصبانيت به عقلانيت سوق دهيد. اینجا موضوع دیگری را نیز باید عنوان کنم ، معمولا من با دوستان در رابطه با "گذشت در زندگی" زیاد صحبت می کنیم ، در این وبلاگ هم پاره ای از این عقاید را عنوان می کنم. عقیده من گذشت در زندگی برای کسی است که عاشقانه دوستش دارید ، البته همیشه نباید گذشت کرد تذکر دادن بجا نه تنها بد نیست بلکه بسیار ثمر بخش است ، وقتی مردی با همسرش و بلعکس زنی با شوهرش دوست باشند بسیاری از موارد اختلافات عاطفی حل خواهد شد ، هوش بالای عاطفی به شما می گوید که دلیلتان از تشکیل زندگی چیست و چه می خواهید ، همیشه با شریک عاطفیتان با صمیمیت نیاز عاطفی خودتان را در میان بگذارید این به ارتباط عاطفی قوی شما کمک می کند.


 

" با زني ازدواج کنيد که اگر مرد مي بود بهترين دوست شما مي شد "

 


- هوش عاطفى به شما كمك مى كند كه از تنوع طلبى در ازدواجتان مصون بمانيد. اگر كسى كمى مشاهده گر درون خود باشد مى تواند رد كشش و گرايش خود را به روابط خارج از ازدواج در بيابد و به راحتى ريسك اين نوع روابط موقت و پر استرس را به زندگى خود وارد نكند.

 

- با هوش عاطفى شنونده خوب (و نه مدفن خاطرات ) همسرتان خواهيد شد زيرا مى دانيد كه چگونه همسرتان حرف بزند كه نه به بيراهه برود و نه نبش قبر خاطرات گذشته كند و در ضمن خودتان نيز اين اشتباهات را نخواهيد كرد.

 

- هوش عاطفى EQ شما به شما كمك مى كند كه تاريخهاى مهم زندگى خود و همسرتان را با شكوهتر كنيد، فرضأ براى سالگردهاى مهم زندگى خود و فرزندانتان برنامه هايى خلاق ترتيب مى دهيد و مى دانيد كه اين كارها ولو تكرارى هم باشند چقدر به سايرين احساس مهم بودن تزريق مى كند وكسى كه احساس كند مهم است، بهترين شكوفاييهاى خود را به دنيا عرضه خواهد كرد.

 

با توجه به اشارات بالا، براى ازدواج خوب لازم است كه هوش عاطفى خود را پرورش داده باشيم و به بلوغ عاطفى رسيده باشيم.


 تا مطلب بعد که بررسی بلوغ اجتماعی است بدرود...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 17:50  توسط مجید رحیمی  | 

 

خوب دوستان اکنون به بررسی مرحله به مرحله بلوغ های پنجگانه می پردازیم ، دقت در رفتارهای شریک آینده تان و بررسی چگونگی طی این مراحل شما را به جواب واضحی از صحت تصمیمتان می رساند. البته فهميدن اين جواب خيلى مهم است اما همه ما مى دانيم كه يافتن جوابش بسيار سخت است. پيشنهاد مى كنم حداقل نكات زير را در خلوت خود با خود بررسى كنيم و در دوران آشنايى، بخشى از وقت خود را در بيرون رفتنها و ميهمانها و رستورانها به بررسى نكات زير اختصاص دهيم. چه در مورد خودمان و چه طرف مقابلمان.


 چگونه بفهميم خود يا طرف مقابلمان بلوغ شخصيتى لازم رابراى رابطه عاطفى داريم؟


- فرد بالغ از لحاظ شخصيتى، بند نافش از والدينش بريده است و رابطه اى مشخص با ايشان دارد (EGO- PARENTS)  از شما توقع پدرى كردن يا مادرى كردن صرف ندارد.


- فرد بالغ از لحاظ شخصيت، به يك جمع بندى نسبى از كليات خلقت و هدف زندگى رسيده است. يعنى تكليفش تا حدى با مسائلى نظير قسمت، تقدير، شانس، وجود خداوند و وظايف خود نسبت به كائنات، روشن است.حداقل اينكه اين بخش وجودش تاريك نيست زيرا مى دانيم كه پاسخ به سؤالات بالا در طول زندگى انسان دچار تطور و دگرديسى مى شود ولى مهم اين است كه فرد به اين مسائل انديشيده و جزو دغدغه هاى او، هدف زندگى نيز بوده باشد وگرنه بعد از ۱۰ سال زندگى يك مرتبه قيد كل تعهد و ازدواج را مى زند چون كه ناگهان از داخل تهى مى شود.به ويژه تأكيد من براى قشر تحصيلكرده و اهل هنر است. مى دانيد چرا ؟

زيرا ورود به دنياى EGO-SELF مى تواند اين افراد را به شدت به هم بريزد. كسى را انتخاب كنيد كه در مرحله EGO-WORLD  مقدارى آب باريكه با تفكر و انديشيدن داشته باشد.


- فرد بالغ حتماً آب باريكه اى معنوى با خدا و طبيعت و پيغمبران دارد.


- اختلال شخصيتى واضح ندارد. اختلالات مهمى را كه بررسى كنيد عبارتند از:

1- شكاك: دائم مراقب است كه كسى گولش نزند، به او خيانت نشود.اين افراد چه بسا كه موقعيت اجتماعى بسيار خوبى هم داشته باشند. گول موقعيت آنها را نخوريد.حتى يك روز زندگى با آدم شكاك تمام روح انسان را خراب مى كند.


2- توجه طلب:  HISTRIONIC PERSONALITY DISORDERاين افراد كسانى هستند كه بايد بقيه كارها و اداها و رفتارهايشان را ببينند تا احساس كنند كه مهمند و لذا دائماً به بقيه سيگنال مى فرستند و واقعاً اعصاب شريك زندگيشان را خرد مى كنند.


3- سيندرلا و رابين هود ها: اينها كسانى هستند كه دائم در حال سرويس دادن به ملت هستند. هر كس مشكلى داشته باشد اينها در صف مقدم كمك به افراد مشكلدار قرار دارند. مشکل از اینجا شروع می شود که خودشان اگر گرفتار شوند كسى سراغى از ايشان نمى گيرد و به همه مى گويند: عجب دنياى بدى شده.


- آدم بالغ از لحاظ شخصيتى براى زندگى خود اولويت بندى دارد:

1- همه ابعاد زندگيش را در نظر دارد.( درس، كار، ورزش، خانواده، تفريح، معنويت ).

2- بلد است كه براى رسيدن به همه چيز حتماً بايد مهم، مهمتر و مهمترين در زندگى داشت.

 

پس اين ملاكها را بررسى كنيم تا بلوغ شخصيتى خود و طرف مقابلمان را شناسايى كنيم. به هر حال بايد همسرتان حتى اگر همه اين بلوغ را نداشت،مقدارى از اين بلوغ را كه پسند شما باشد در خود فراهم آورده باشد. اینطور نیست؟


 

تا مطلب بعد که درباره بررسی بلوغ عاطفی است بدرود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت 8:20  توسط مجید رحیمی  | 

ابتدا باید به ذکر این نکته بپردازم که هدفم از عنوان کردن این مباحث آشنا کردن شما دوستان با حقایقی است که اکثرا پشت پرده رنگارنگ عشق پنهان می شوند و واقعا ما از درک آنها عاجز می شویم. مساله ازدواج یکی از مهم ترین و پر مخاطره ترین تصمیم های زندگی هر انسانی است که به بلوغ وجودی خود پی برده و در صدد اعتلای گوهر درونی خود است. ما جوانها باید با چشمانی باز ، روشن و با بصیرتی متعالی از این دروازه نورانی زندگی به سلامت عبور کنیم.


در اولین مبحث این وبلاگ می خواهم به بررسى چهار كليد طلایی براى ۸۰ سال اول زندگى بپردازم. چهار کلیدی که با در دست داشتن آنها می توان قدم به سرزمین عشق واقعی گذاشت. پس مرا در این راه همراهی کنید و با راهنمایی هایتان مسیر را بهتر و بیشتر نورانی کنید.

 

1- مرحله من- والدينم (EGO-PARENTS)

2- مرحله من- دنيا (EGO-WORLD)

3- مرحله من- خودم (EGO- SELF)

4- مرحله من- خدا (EGO- GOD)


 - احساس مى كنم كه شوهر من نگاهش مدتى است به اطراف مى چرخد و شيطنت مى كند.

 

- پسرى ۱۸ ساله هستم كه عاشق متعهد دخترى ۱۷ ساله شده ام و قصد ازدواج با او را دارم. اما مشكل با خانواده ها را داريم....

 

- نامزد من اصلاً بلد نيست چگونه پول خرج كند ، به وسط ماه نرسيده همه حقوق خود را خرج مى كند. خوشبختانه خسيس نيست اما مديريت مالى هم بلد نيست.

 

- شوهرم در ۳۶ سالگى شده مثل پسرهاى ۲۴ ساله! هر روز به تيپ وقيافه اش مى رسد و گهگاه با دوستان جوان تر خود به گردش مى رود و دائم ماشين خود را اسپرت تر مى كند و سيستم صوتى قويتر روى ماشينش كار گذاشته و صداى موزيك را بلند مى كند و...

 

- زن من هر چى خرجى مى گذارم در خانه، خرج آرايشگاه و تغيير رنگ مو و فلان شوى لباس و... مى كند.


به سؤالات بالا دقت كنيد اگر دقيقاً سؤال شخص شما نيست بدانيد كه سؤال خيلى از زن و مردها و پدر و مادرهاست و صد در صد شما نيز در برابر آنها قرار خواهيد گرفت. البته هر كس ادعا كند كه فرمولى دارد كه شما را در برابر اين قبيل توفان ها بيمه مى كند، كمى ترديد كنيد بعد فرمولش را بررسى كنيد! شما در حال حاضر:

 

- درگير يك ارتباط عاطفى مى باشید (ازدواج/ نامزدى/ ارتباط دوستانه)

 
- يا مورد پيشنهادى قرار گرفته اید (از شما خواستگارى شده است )

 
- يا فرد نزديكى دارید كه او قصد ارتباط عاطفى جدى دارد ( فرزند/  برادر/  خواهر/ دوست صمیمی)

 

از اين نوشته يا هر نوشته از اين قبيل، خط كشى نسازيد كه روح و روان مردم را "متر" كنيد مگر اينكه با صداقتى بيرحمانه، قبل از همه به بررسى زواياى پنهان خود پرداخته باشيد. در این قسمت به بررسی این چهار کلید می پردازم و بعد از روشن شدن این چهار کلید حتما مطالب روزهای آینده را مربوط به بلوغهای پنجگانه مطالعه کنید ، به شما قول خواهم داد که جواب بسیاری از سوالاتتان را در این مقالات بیابید!

 

1- دوران رابطه من با والدينم (EGO-PARENTS) يعنى دورانى كه مورد حمايت گرم پدر و مادر قرار مى گيريم و احساس امنيتى ژرف داريم. در اين مرحله چند نكته مهم را به خاطر بسپاريد:

 

الف-وابستگى خطرناك به والدين: بناست كه با ورود به مدرسه، نقش حمايتى والدين كم كم، كاسته شود و كودك به آرامى، استقلال و تجربه كردن شخصى را بيازمايد و خودش به درستى يا غلطى گزاره هاى اخلاقى كه تاكنون والدينش مى گفتند، برسد. ببينيد پدر و مادرانى هستند كه تا سى سالگى هم چتر قدرتمند حمايت عاطفى را بالاى سر فرزندانشان گرفته اند و فكر مى كنند كه والدين خوبى هستند.هيچ دخترى دوست ندارد كه نامزدش تا اين حد در تصميم گيريهاى خود به نظر مادر و پدرش وابسته باشد. متأسفانه خيلى از مادرها و پدرها فرزند خود را وابسته بارمى آورند بعضى ها اينجا كه مى رسد مى گويند "احترام به پدر و مادر". ولى من به شما مى گويم كه پشت بسيارى از اين نقابهاى احترام به پدر و مادر، ترس از تصميم گيرى و پذيرفتن مسؤوليت خود به وضوح پنهان شده است.

 ب- حتماً به رابطه دختر با پدرش و پسر با مادرش دقت كنيد. بسيارى از رفتارهايى كه نامزد يا همسر شما در زندگى با شما، انجام مى دهد يا مستقيم يا غير مستقيم بر اساس الگويى است كه از والدينش گرفته است. يكى از مهمترين چيزهايى كه در خانواده نامزدتان اكثراً بررسى نمى كنيد، نحوه معاشرت پدر و مادر او، و رابطه او با والد غير همجنسش است ( دختر با پدریا پسر با مادر )

دخترى كه با پدرش رابطه سردى دارد، از تو توقع جبران تمام كمبودهايى را دارد كه پدرش نتوانسته است برايش تأمين كند. و دخترى كه حمايت افراطى ( مالى- محبت- توجه ) از پدرش گرفته است از تو توقع دارد كه خيلى از اوقات برايش پدرى كنى هرچند اسمت شوهر باشد. پسرى هم كه مادرى تو سرى خور و دائم در حال دعوا با پدرش داشته يا مبدل به كسى مثل پدرش مى شود(همانندسازى با ظالم ) يا دقيقاً برعكس پدرش مى شود و هميشه از زنان به خاطرضعفشان نفرت خواهد داشت و در ارتباط با زنان نيز مى بينيد كه دائم مشكل دارد(زنان را تحقير مى كند يا اصلاً از ارتباط برقرار كردن گريزان است ) ، يعنى به هر صورت تحت تأثير والدينش قرار دارد. اگر نامزد يا شوهر شما، دائم تحت حمايتهاى مادرش بوده باشد از شما توقع مادرى دارد هر چند اسمتان همسر باشد. چنين مردانى از زن خود توقع دارند كه ضعفهاى آنها را نه تنها بپذيرد بلكه اسباب شادمانى آنها را نيز فراهم آورد و هر وقت چنين مردى در هر جاى زندگيش دچار شكست شود، به نحوى زنش را مقصر مى داند ( مثل پسر كوچولويى كه وقتى ماشين كوكى اش خراب مي شود، مامانش را مقصر مى داند و دامن مامانش را هى مى كشد كه يالا! درستش كن!) بنابر اين بهترين شرايط اين است كه پدر و مادر در عين محبت كردن بدون شرط به فرزندانشان، اسباب استقلال شخصيتى آنها را فراهم كنند و نترسند كه فرزند اشتباهى هم بكند. ضرب المثلى اروپايى هست كه مى گويد، كشتى در كنار اسكله نه توفانى دارد نه غرق مى شود اما براى آنجا ساخته نشده است. فرزندان براى اين ساخته نشده اند كه هرگز شكست نخورند. مهم اين است كه حتى اگر بادبان كشتى آنها شكست، بتوانند از طوفان آزمايشهاى زندگى عبور كنند. فکر کنم این را همه شما قبول داشته باشید.

 

2- دوران رابطه من با دنيا : (EGO- WORLD) منظور از اين مرحله همين است كه ما درس مى خوانيم، دنيا به ما مدرك مى دهد، ما كار مى كنيم دنيا به ما هويت اجتماعى مى دهد، شغل و عنوان مى دهد. ما ازدواج مى كنيم و دنيا به ما هويت فاميلى مى دهد. در قرآن كريم در سوره حديد آيه ۲۰ آمده است : "بدانيد كه زندگى دنياى شما عبارت است از مدتى بازى و سرگرمى و فخر فروختن با داراييها و ازدياد در ثروت و خاندان". خيلى مهم است كه ما اين مرحله خود را با قدرت طى كنيم وگرنه در مرحله بعد دچار مشكل خواهيم شد.

 

3- دوران رابطه من با خودم(EGO-SELF ) : اين مرحله اى است كه گهگاهى در اوج برو بياى مرحله  EGO-WORLD  رگه هايى از آنرا تجربه كرده ايم. در اوان ميانسالى در اوج داشتن ها و شهرت و خانواده و... ناگهان به درون خود فرو مى غلتيم كه همه اينها براى چى؟ آخرش كه چى؟ خانمى با تحصيلات بالاى هنرى از شوهرخود در حدود سن ۴۰ سالگى تصميم به جدايى گرفته و نوع مشكلاتشان هم بيشتر از همين مسايل رايج بين زن و شوهر ها بوده است و زن بسيار از اين تغيير شوهرش جا خورده بود است! پس از بررسى حدس زده می شود كه شوهر به همين يأس فلسفى وحشتناك مبتلا شده است. اتفاقاً اين دلزدگى از دنيا نه تنها بد نيست كه اگر انديشيدنى ژرف به دنبال داشته باشد مقدمه بزرگترين تحول شخصيتى زندگى انسان است. كم نيستند كسانى كه در مواجهه با اين "خلأ و انزواى درونى و بى معنا شدن همه چيز" از ترسشان رو به الكل ومخدر مى آورند تا لختى آسوده شوند يا از شغلشان استعفا مى دهند يا وارد روابط خارج از ازدواج( خيانت) مى شوند يا از همسرشان جدا مى شوند... كه هيچكدام حال اينها را خوب نمى كند. پس چه كنيم؟ تنها راه تأمل است و كمى خلوت درونى و بيرونى و مقدارى خودكاوى و استفاده از تجربه دانشمندان و علما و افراد معنوى و خود ساخته. اتفاقاً در دوران EGO-WORLD هر از گاهى اين حالات شبيه افسردگى به انسان دست مى دهد كه بايد فرد تمرين كند تا در مرحله EGO-SELF به افسردگى و پوچى نرسد. اتفاقاً همينجا تأكيد مى كنند كه باید دنياى خود را خوب بسازيم تا در اين مرحله كه به نوعى بى عملى كشيده مى شويد، كارمان به گدايى و... نكشد. فايده اين مرحله اين است كه انسان به گوهر درونى خود پى مى برد و دنياهاى بزرگتر روح خود را سير مى كند. به تعبير حضرت علی: " آيا مى پندارى كه تو همين ماده كوچك هستى درحاليكه نمى دانى دنياهاى بزرگترى را درون تو پيچيده و پنهان كرده اند". ورود اصلى به اين مرحله در سن كم رخ نمى دهد و بعيد است كه كسى زير ۲۸ سال چنين تجربه ژرفى را بگذراند (چه مثبتش: تحول درونى چه منفيش: افسردگى) اتفاقاً در زندگى پيامبران هم كه ببينيد، متوجه مى شويد كه زمان به نبوت رسيدن نيز همين حول و حوش بوده است مثلاً پيامبر اسلام شغل خوب داشته، شهرت اخلاقى و پاكى داشته، زن و بچه داشته ( يعنى EGO-WORLD خوبى داشته است) و هر ازگاهى نيز در غار حرا خلوت خود را تجربه مى كرده كه در ۴۰ سالگى تجربه معنوى سنگين نبوت را آزموده است.

 

4- دوران رابطه من با خدا(EGO-GOD) : اين همان مرحله اى است كه فرد پس از درونكاوى به حقيقت عظيم حضور ژرف خداوند در درون خود پى مى برد. درك آدمى كه دوران والدين و دنيا و خود را خوب طى كرده از مفهوم خداوند خيلى تفاوت سنگينى دارد با درك يك نفر در وسط EGO-WORLD از خدا. خداى يك دانشجو در بحبوحه امتحانات، وجودى است كه منبع دانش است و به او حافظه اى خوب شب امتحان عنايت مى كند. خيلى هنوز بند نافشان را از والدينشان نبريده اند، خيلي ها در ۵۰ سالگى، تجربه عظيم درونكاوى را طى نكرده اند و خلاصه آنكه بسته به درجه رشد انسانيت درون ما، اتفاقاتى كه ذكر شد در ما رخ مى دهد.

 

این مراحل را انسان باید طی کند ، اما گاهی افرادی هستند که این مراحل را بصورت متوالی طی نمی کنند. رسیدن به عرفان الهی لزوما نباید بعد از مرحله من با خودم صورت پذیرد و ...

در انتخابتان حتما به این چهار کلید توجه کنید این چهار کلید پیش زمینه بحث پنج بلوغ مهم زندگی هر فردی است که در شرف ازدواج است. این پنج بلوغ را به ترتیب بیان می کنم و توضیح هر کدام را به مرحله ای بعد می سپارم.

 

بلوغهاى پنجگانه لازم براى رابطه عاطفى جدى: منظور اين است كه تا زمانى كه اين پنج بخش زندگى خود را چك نكرده ايد، خواستگارى نرويد ! زمانى هم يك پيشنهاد ازدواج را جدى بگيريد ( يا ارتباطى را منتهى به ازدواج فرض كنيد) كه خودتان و فرد مقابلتان از عمده لايه هاى پنجگانه اين فيلتر به سلامت عبور كرده باشد.

 

1- بلوغ شخصيتى

2- بلوغ عاطفى

3- بلوغ اجتماعى

4- بلوغ مالى

5- بلوغ جنسى

 


تا مطلب بعد بدرود...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 22:16  توسط مجید رحیمی  | 

سلام

عشق واژه عجیبی است ، خیلی ها فکر می کنند که عاشقند و مفهوم آنرا فهمیده اند اما آمار جدایی ها ، ناراحتی های روحی و روانی ، افسردگی ها و غیره نشان دهنده آنست که بسیاری از ما نه عشق واقعی را فهمیده ایم و نه می دانیم که چیست.

واقعا عشق چیست؟

در این وبلاگ من تصمیم دارم مطالب و نوشته های واقعا جذاب و اصول گرا را در باره عشق ، روابط درست بین انسانها و بهبود روابط بین بشریت را به نمایش بگذارم.

به امید رسیدن تمامی ما بر قله رفیع عشق...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384ساعت 14:34  توسط مجید رحیمی  |